بازار جهانی مس در هفته منتهی به ۱۸ اوت ۲۰۲۶ تحت تأثیر همزمان چند تحول مهم در سمت عرضه، تجارت و سیاستگذاری قرار داشت. قیمت مس در بازارهای جهانی همچنان در سطوح تاریخی قرار گرفت، در حالی که اختلال در برخی معادن و واحدهای پالایشی، محدودیت عرضه کنسانتره و افزایش موجودی در بازار آمریکا بر ساختار جریان تجارت جهانی اثر گذاشت. همزمان، تصمیمات سیاستی کنگو درباره صادرات کنسانتره و تداوم ابهام درباره تعرفه واردات مس در آمریکا، نشان داد که عوامل سیاسی و صنعتی در حال ایفای نقش پررنگتری در بازار مس هستند.
اهمیت تحولات این هفته بیش از آنکه به نوسان روزانه قیمت مربوط باشد، به همزمانی چند روند بازمیگردد. از یک سو، بازار فیزیکی نشانههایی از محدودیت عرضه دارد و نرخهای TC/RC در سطوح بسیار پایین قرار گرفتهاند؛ از سوی دیگر، قیمتهای بالا در حال تحریک جایگزینی مس با آلومینیوم، افزایش سرمایهگذاری در پروژههای جدید و توسعه بازیافت هستند. بنابراین، بازار در مقطعی قرار گرفته که نیروهای حمایتکننده و تعدیلکننده قیمت همزمان در حال فعال شدن هستند.
قیمت مس و وضعیت بازار
مس در اوایل ماه اوت رکورد جدیدی را ثبت کرد و قیمت COMEX در ۶ اوت به حدود ۶.۹۰ دلار به ازای هر پوند، معادل بیش از ۱۵ هزار دلار در هر تن، رسید. پس از این رکورد، بازار در محدوده پایینتری تثبیت شد، اما قیمت همچنان در سطوح بالایی قرار دارد. قیمت سهماهه LME نیز در هفته گذشته در محدوده ۱۴,۱۹۵ دلار در هر تن معامله شد.
ساختار بازار همچنان حاوی نشانههایی از فشار عرضه فیزیکی است. افزایش Backwardation در قراردادهای LME نشان میدهد قیمت تحویل فوری مس نسبت به تحویل در ماههای آینده در سطح بالاتری قرار گرفته است. چنین وضعیتی معمولاً بیانگر ارزش بالای موجودی فیزیکی و محدودیت عرضه کوتاهمدت است و از این نظر، افزایش قیمت اخیر را نمیتوان صرفاً نتیجه فعالیتهای مالی و سفتهبازانه دانست.
با این حال، برخی شاخصها حاکی از آغاز واکنش تقاضا به قیمتهای بالا هستند. حق بیمه واردات مس در چین از حدود ۱۱۵ دلار به ۹۶ دلار در هر تن کاهش یافته و گزارشهایی از افزایش تمایل تولیدکنندگان چینی به استفاده از آلومینیوم به جای مس در برخی کاربردهای کابلی منتشر شده است. این تحولات هنوز برای نتیجهگیری درباره کاهش ساختاری تقاضا کافی نیست، اما میتواند یکی از نخستین نشانههای تعدیل تقاضا در صورت تداوم قیمتهای بالا باشد.
محدودیت عرضه کنسانتره
یکی از مهمترین شاخصهای وضعیت بازار مس، نرخ TC/RC است. این نرخها در سال ۲۰۲۶ به محدوده نزدیک صفر رسیدهاند، در حالی که نرخ سال ۲۰۲۵ حدود ۲۱ دلار در هر تن بود. کاهش شدید TC/RC نشاندهنده محدودیت عرضه کنسانتره و افزایش قدرت چانهزنی تولیدکنندگان معدن در مقابل ذوبکنندگان است.
این وضعیت از نظر ساختاری اهمیت زیادی دارد. قیمت بالای مس ممکن است سرمایهگذاری در معادن جدید را تحریک کند، اما افزایش عرضه معدن در کوتاهمدت نمیتواند کمبود کنسانتره را برطرف کند. توسعه یک معدن بزرگ به چندین سال زمان نیاز دارد و میان زمان تصمیم سرمایهگذاری و ورود نخستین تولید به بازار فاصله قابل توجهی وجود دارد.
در نتیجه، گلوگاه فعلی صنعت صرفاً در بخش استخراج قرار ندارد. ظرفیت ذوب و پالایش، کیفیت خوراک، دسترسی به کنسانتره و محل جغرافیایی واحدهای فرآوری نیز به عوامل تعیینکننده عرضه قابل دسترس تبدیل شدهاند.
تحولات کنگو و افزایش نقش سیاست صنعتی
دولت جمهوری دموکراتیک کنگو در هفتههای اخیر ممنوعیت صادرات کنسانتره مس و کبالت را تشدید کرده است. از نظر اثر مستقیم بر عرضه مس پالایششده جهان، اهمیت این تصمیم محدودتر از برداشت اولیه است؛ زیرا بخش عمده صادرات مس کنگو به شکل کاتد انجام میشود. با این حال، جهتگیری سیاستی این کشور از اهمیت بیشتری برخوردار است.
کنگو در حال حرکت به سمت الزام بیشتر برای فرآوری داخلی مواد معدنی است؛ رویکردی که پیشتر در اندونزی در صنعت نیکل اجرا شد. در این الگو، دولت به جای تمرکز صرف بر افزایش حجم استخراج، تلاش میکند سهم بیشتری از ارزش افزوده زنجیره معدنی را در داخل کشور نگه دارد.
در صورت تداوم این سیاست، سرمایهگذاری در ظرفیتهای ذوب و پالایش کشورهای تولیدکننده میتواند افزایش یابد و شرکتهای بینالمللی نیز ناچار خواهند شد تصمیمات سرمایهگذاری خود را بیش از گذشته با سیاست صنعتی کشورهای میزبان هماهنگ کنند. از این منظر، تحولات کنگو را باید بخشی از روند گستردهتر بازتعریف رابطه میان کشورهای دارای ذخایر و شرکتهای بینالمللی معدنکاری دانست.
اختلال در تولید و پالایش
در اندونزی، پالایشگاه گرسیک متعلق به Freeport Indonesia و Mitsubishi Materials پس از بروز مشکل در بویلر متوقف شد. این واحد با ظرفیت حدود ۳۴۲ هزار تن کاتد در سال، یکی از ظرفیتهای مهم پالایش مس در منطقه است و تعمیرات آن تا پایان سهماهه سوم ۲۰۲۶ ادامه خواهد داشت.
در شیلی نیز شرایط نامساعد جوی بر فعالیت چند معدن اثر گذاشت. Antofagasta هدف تولید خود برای سال ۲۰۲۶ را به حدود ۶۲۵ تا ۶۵۵ هزار تن کاهش داد و Cochilco نیز پیشبینی تولید مس شیلی را به حدود ۵.۲۷ میلیون تن کاهش داد.
اهمیت این اختلالها در شرایط فعلی از میزان مطلق تولید ازدسترفته بیشتر است. بازار مس در شرایطی قرار دارد که حاشیه اطمینان عرضه محدود شده و کاهش تولید چند واحد بزرگ میتواند به سرعت در موجودی و قیمت انعکاس پیدا کند. این وضعیت آسیبپذیری زنجیره جهانی را در برابر اختلالات عملیاتی و لجستیکی افزایش میدهد.
بازار آمریکا و تغییر مسیر جریان تجارت
سیاست تعرفهای آمریکا همچنان یکی از عوامل اصلی عدم قطعیت بازار است. در حالی که تعرفه ۵۰ درصدی فعلی عمدتاً محصولات نیمهساخته و مشتقات مس را هدف قرار داده است، احتمال اعمال تعرفه بر مس پالایششده از سال ۲۰۲۷ موجب افزایش ذخیرهسازی در آمریکا شده است.
واردات مس آمریکا در ماه ژوئیه از ۲۰۰ هزار تن فراتر رفت و موجودیهای مرتبط با بازار آمریکا به بیش از ۷۴۰ هزار تن رسید. در مقابل، موجودی LME خارج از آمریکا کاهش یافته است.
این تفاوت را میتوان نشانه تغییر مسیر جریان فیزیکی مس در واکنش به سیاست تجاری آمریکا دانست. در صورت اعمال تعرفههای جدید، بخشی از فلز ممکن است همچنان در بازار آمریکا باقی بماند و دسترسی سایر بازارها به مس آزاد کاهش یابد. پیامد چنین وضعیتی میتواند افزایش اختلاف قیمت منطقهای و تغییر مسیر تجارت بین تولیدکنندگان و مصرفکنندگان باشد.
سرمایهگذاری شرکتهای بزرگ معدنکاری
همزمان با افزایش قیمت مس، شرکتهای بزرگ معدنکاری نیز در حال افزایش سرمایهگذاری هستند. بر اساس برآورد Wood Mackenzie، مخارج سرمایهای مجموعهای از بزرگترین شرکتهای معدنکاری جهان در سالهای اخیر افزایش قابل توجهی داشته و بخش مهمی از سرمایهگذاریهای جدید به پروژههای مس اختصاص یافته است.
این افزایش سرمایهگذاری در کوتاهمدت اثر محدودی بر عرضه دارد، اما در افق چندساله میتواند ساختار بازار را تغییر دهد. قیمتهای بالا انگیزه توسعه پروژههایی را افزایش میدهند که در قیمتهای پایینتر اقتصادی نبودند. بنابراین، تداوم قیمتهای بالا خود میتواند زمینه ایجاد عرضه جدید و در نهایت تعدیل قیمت را فراهم کند.
در کنار توسعه پروژهها، ساختار شرکتهای بزرگ نیز در حال تغییر است. اقدامات Barrick برای تفکیک فعالیتهای بینالمللی و آمریکای شمالی نمونهای از افزایش توجه شرکتهای بزرگ به مدیریت ریسک جغرافیایی و سرمایهای است. این روند میتواند در سالهای آینده به واگذاری برخی داراییها، ایجاد شرکتهای مستقل و افزایش فرصتهای سرمایهگذاری مشترک منجر شود.
افزایش اهمیت بازیافت
بازیافت مس در هفته گذشته نیز سیگنال مثبتی دریافت کرد. Aurubis، یکی از بزرگترین شرکتهای اروپایی در حوزه ذوب و بازیافت مس، افزایش سودآوری بخش بازیافت چندفلزی خود را گزارش کرد. رشد این بخش همزمان با توسعه ظرفیتهای بازیافت در هامبورگ و ریچموند آمریکا اتفاق افتاده است.
اقتصاد بازیافت در شرایط فعلی از دو جهت تقویت میشود. نخست آنکه عرضه کنسانتره اولیه محدود شده و رقابت برای خوراک ذوب افزایش یافته است. دوم آنکه توسعه ظرفیت بازیافت نسبت به توسعه یک معدن جدید، در بسیاری از موارد به زمان و سرمایه کمتری نیاز دارد.
در نتیجه، بازیافت میتواند به تدریج از یک منبع مکمل به یکی از اجزای اصلی عرضه مس تبدیل شود. این روند علاوه بر شرکتهای بزرگ، زمینه فعالیت شرکتهای فناور و استارتاپهایی را نیز فراهم کرده است که بر تفکیک قراضه، بازیابی مس از پسماند و توسعه فناوریهای جدید پالایش تمرکز دارند.
ارزیابی چشمانداز
چشمانداز بازار مس در مقطع فعلی تحت تأثیر دو گروه عامل قرار دارد. عوامل سمت عرضه شامل محدودیت کنسانتره، اختلالات معدنی و پالایشی و زمان طولانی توسعه پروژههای جدید است. در مقابل، عوامل تعدیلکننده شامل افزایش سرمایهگذاری، توسعه بازیافت و احتمال جایگزینی آلومینیوم با مس در برخی کاربردهاست.
بر این اساس، انتظار تداوم نوسان در سطوح بالای قیمتی منطقیتر از فرض حرکت یکطرفه بازار است. کاهش اختلالات فعلی میتواند بخشی از فشار قیمتی را برطرف کند، اما تا زمانی که وضعیت TC/RC بهبود محسوسی پیدا نکند و عرضه جدید قابل توجهی وارد بازار نشود، محدودیت کنسانتره همچنان یکی از عوامل حمایتکننده بازار خواهد بود.
در مقابل، اگر قیمتهای بالا برای مدت طولانی ادامه یابد، واکنش مصرفکنندگان و تولیدکنندگان نیز شدیدتر خواهد شد. توسعه پروژههای جدید، جایگزینی آلومینیوم و رشد بازیافت در نهایت میتواند بخشی از فشار عرضه را کاهش دهد.
مهمترین متغیرهای قابل رصد
در هفتههای آینده، پنج متغیر برای ارزیابی جهت بازار اهمیت ویژهای دارند:
نخست، TC/RC که یکی از مهمترین شاخصهای وضعیت بازار کنسانتره است.
دوم، موجودی مس در آمریکا در مقایسه با موجودی LME خارج از آمریکا که میتواند میزان جدایی بازار آمریکا از سایر بازارها را نشان دهد.
سوم، حق بیمه واردات چین که اطلاعاتی درباره وضعیت تقاضای فیزیکی بزرگترین مصرفکننده مس جهان ارائه میکند.
چهارم، نسبت قیمت مس به آلومینیوم که میتواند میزان فشار اقتصادی برای جایگزینی مس را مشخص کند.
پنجم، وضعیت تولید و پالایش در کنگو، شیلی و اندونزی که مشخص خواهد کرد اختلالات اخیر موقتی هستند یا به محدودیتهای پایدارتر عرضه تبدیل خواهند شد.
جمعبندی
تحولات هفته منتهی به ۱۸ اوت نشان میدهد بازار مس در شرایطی قرار گرفته که محدودیت عرضه فیزیکی، سیاست صنعتی کشورهای تولیدکننده و سیاست تجاری مصرفکنندگان بزرگ بهصورت همزمان بر آن اثر میگذارند. رکورد قیمتی اخیر در چنین بستری شکل گرفته و بنابراین نمیتوان آن را صرفاً یک پدیده مالی تلقی کرد.
با این حال، تداوم قیمتهای بالا نیز بدون پیامد نخواهد بود. افزایش سرمایهگذاری در پروژههای جدید، توسعه بازیافت و احتمال جایگزینی آلومینیوم با مس، واکنشهایی هستند که در میانمدت میتوانند بخشی از فشار موجود را کاهش دهند.
در نتیجه، مهمترین مسئله بازار در حال حاضر پیشبینی یک قیمت مشخص نیست، بلکه تشخیص زمان تغییر موازنه میان کمبود کنسانتره، رشد عرضه جدید و واکنش تقاضا است. وضعیت TC/RC، موجودیهای منطقهای، سیاست تعرفهای آمریکا و رفتار مصرفکنندگان چینی از مهمترین شاخصهایی هستند که این تغییر موازنه را زودتر از سایر متغیرها آشکار خواهند کرد.