جنگها فقط میان طرفهای درگیر رخ نمیدهند؛ بلکه در سطحی گستردهتر، به میدان رقابت قدرتهای بزرگ تبدیل میشوند. در چنین شرایطی کشورهایی که مستقیماً در جنگ حضور ندارند نیز تلاش میکنند از پیامدهای آن برای پیشبرد اهداف ژئوپلیتیکی خود استفاده کنند. اکونومیست در تازه ترین شماره خود مقالهای را منتشر کرده است که تصویر روی جلد این شماره نیز شده است. تصویری معنادار با جملهای قابل تامل. این مقاله به این موضوع میپردازد که کشور چین چگونه به جنگ آمریکا با ایران نگاه میکند و چرا بسیاری از تحلیلگران در پکن معتقدند این جنگ ممکن است در نهایت به نفع چین تمام شود.
این نگاه البته به معنای حمایت آشکار از جنگ نیست. برعکس، بسیاری از ناظران چینی آن را اشتباهی بزرگ از سوی واشنگتن میدانند. اما در سیاست بینالملل، اشتباهات یک قدرت بزرگ میتواند به فرصتهایی برای رقبای آن تبدیل شود. در این مقاله در سایت قاف، به بررسی این مقاله از اکونومیست میپردازیم.
«هرگز دشمن را هنگام اشتباه متوقف نکن»
در میان تحلیلگران و دیپلماتهای چینی جملهای که به ناپلئون نسبت داده میشود بارها نقل شده است:
«هرگز دشمن را وقتی در حال اشتباه کردن است متوقف نکن.»
به گفته منابعی که اکونومیست با آنها گفتوگو کرده، رهبران چین ترجیح دادهاند در این بحران نقش فعال و مستقیم نداشته باشند. از نگاه آنها، ورود آمریکا به یک جنگ جدید در خاورمیانه ممکن است همان اشتباهی باشد که بهتر است اجازه داده شود مسیر خود را طی کند.

در ذهن بسیاری از استراتژیستهای چینی، تجربه جنگهای آمریکا در عراق و افغانستان هنوز زنده است: درگیریهایی که قرار بود سریع و تعیینکننده باشند، اما سالها ادامه یافتند و هزینههای اقتصادی، نظامی و سیاسی سنگینی برای واشنگتن ایجاد کردند. اگر جنگ با ایران نیز به مسیری مشابه کشیده شود، آمریکا ممکن است بار دیگر در باتلاقی ژئوپلیتیکی گرفتار شود.
جنگی که تمرکز آمریکا را منحرف میکند
یکی از مهمترین دلایلی که چین ممکن است از طولانی شدن این جنگ سود ببرد، مسئله تمرکز استراتژیک آمریکا است. در سالهای اخیر، سیاست خارجی آمریکا بهطور فزایندهای بر رقابت با چین متمرکز شده است؛ چه در حوزه فناوری، چه در اقتصاد و چه در مسائل امنیتی در شرق آسیا. اما یک جنگ بزرگ در خاورمیانه میتواند این تمرکز را بر هم بزند. اگر واشنگتن مجبور شود منابع نظامی، سیاسی و مالی خود را برای مدیریت بحران در ایران و منطقه خلیج فارس صرف کند، توجه کمتری به رقابت با چین در اقیانوس آرام خواهد داشت.
از دید برخی تحلیلگران چینی، این دقیقاً همان فضایی است که پکن میتواند از آن بهره ببرد: زمانی که آمریکا درگیر بحران دیگری است، چین میتواند با فشار کمتر، نفوذ اقتصادی و سیاسی خود را در آسیا و جهان گسترش دهد.
تقویت روایت «افول آمریکا»
در گفتمان رسمی و نیمهرسمی چین طی سالهای اخیر، مفهوم «افول نسبی آمریکا» بارها مطرح شده است. بسیاری از نخبگان چینی معتقدند نظم جهانی که پس از جنگ جهانی دوم تحت رهبری آمریکا شکل گرفت، اکنون در حال تغییر است و قدرتهای جدیدی، از جمله چین، در حال ظهور هستند.
از نگاه این تحلیلگران، یک جنگ پرهزینه و پرریسک در خاورمیانه میتواند این روایت را تقویت کند. اگر جنگ طولانی شود، اگر نتایج آن نامشخص یا حتی ناموفق باشد، و اگر باعث بیثباتی بیشتر منطقه شود، ممکن است تصویر جهانی آمریکا به عنوان قدرتی باثبات و قابل اعتماد آسیب ببیند.
در چنین شرایطی، متحدان آمریکا در نقاط مختلف جهان، از اروپا گرفته تا شرق آسیا، ممکن است درباره قابلیت و ثبات تصمیمگیری واشنگتن تردید کنند. افزایش قیمت انرژی، اختلال در بازارهای جهانی و بیثباتی اقتصادی نیز میتواند فشار بیشتری بر این روابط وارد کند. از دید پکن، هرگونه تردید در میان متحدان آمریکا میتواند فضای بیشتری برای دیپلماسی و نفوذ چین ایجاد کند.
تأیید سیاستهای اقتصادی و امنیتی شی جینپینگ
جنگ همچنین از نظر داخلی برای چین معنای مهمی دارد. در سالهای اخیر، شی جینپینگ تأکید زیادی بر مفهوم «امنیت ملی جامع» و خودکفایی اقتصادی و فناوری داشته است. این سیاستها گاهی به قیمت کاهش سرعت رشد اقتصادی چین تمام شدهاند، اما رهبران حزب کمونیست معتقدند در دنیایی پرتنش، اتکا به خود ضروری است.
بحرانهای بینالمللی مانند جنگ در خاورمیانه میتوانند این استدلال را تقویت کنند. چین در سالهای گذشته اقدامات مختلفی برای کاهش آسیبپذیری خود انجام داده است، از جمله:
- ایجاد ذخایر استراتژیک عظیم نفت که گفته میشود حدود ۱.۳ میلیارد بشکه ظرفیت دارد
- تنوعبخشی به منابع انرژی با گسترش انرژی هستهای، خورشیدی و بادی
- ادامه استفاده گسترده از زغالسنگ داخلی برای تضمین امنیت انرژی
- تلاش برای توسعه فناوریهای حیاتی در داخل کشور
در کنار این اقدامات، چین در برخی حوزهها اهرمهای فشار قابل توجهی نیز در اختیار دارد. برای مثال، این کشور بخش بزرگی از تولید جهانی مواد معدنی کمیاب را کنترل میکند؛ موادی که برای صنایع پیشرفته، تجهیزات الکترونیک و فناوریهای سبز حیاتی هستند. پکن پیش از این نیز در واکنش به تنشهای تجاری با آمریکا تهدید کرده بود که صادرات این مواد را محدود خواهد کرد.
فرصتهای اقتصادی در خاورمیانه
یکی دیگر از جنبههایی که تحلیلگران چینی به آن توجه دارند، فرصتهای اقتصادی احتمالی پس از پایان جنگ است. اگر درگیریها به بازسازی گسترده زیرساختها در ایران یا سایر کشورهای منطقه منجر شود، پروژههای بزرگی در حوزه ساختوساز، انرژی و حملونقل شکل خواهد گرفت. شرکتهای چینی طی دو دهه گذشته تجربه گستردهای در اجرای پروژههای زیرساختی در کشورهای در حال توسعه به دست آوردهاند—بهویژه در چارچوب ابتکار «کمربند و جاده». بنابراین پکن میتواند امیدوار باشد که بخشی از این پروژهها نصیب شرکتهای چینی شود.
از سوی دیگر، نگرانی کشورها درباره امنیت مسیرهای انرژی—بهویژه تنگه هرمز—ممکن است آنها را به سمت سرمایهگذاری بیشتر در منابع انرژی جایگزین سوق دهد. چین در حوزه تولید پنلهای خورشیدی، باتریهای صنعتی و تجهیزات انرژی بادی ظرفیت عظیمی ایجاد کرده و حتی با مشکل «مازاد تولید» در برخی از این صنایع مواجه است. افزایش تقاضای جهانی برای این فناوریها میتواند به نفع تولیدکنندگان چینی باشد.
استفاده از شرایط برای مذاکره با آمریکا
برخی تحلیلگران چینی معتقدند که درگیر شدن آمریکا در یک جنگ جدید ممکن است موقعیت چین را در مذاکرات دوجانبه نیز تقویت کند. اگر واشنگتن با فشارهای اقتصادی و سیاسی ناشی از جنگ روبهرو شود، ممکن است تمایل بیشتری برای کاهش تنشهای تجاری با چین داشته باشد. در چنین شرایطی، پکن ممکن است تلاش کند در مذاکرات آینده—از جمله دیدارهای سطح بالا میان رهبران دو کشور—به توافقهایی دست یابد که فشارهای تعرفهای یا محدودیتهای فناوری علیه چین را کاهش دهد.
نگرانیهایی که پکن نمیتواند نادیده بگیرد
با وجود تمام این تحلیلها، چین نیز از پیامدهای احتمالی جنگ کاملاً آسوده نیست. یکی از نگرانیهای مهم، آسیب به اقتصاد جهانی است. چین همچنان اقتصادی بهشدت وابسته به تجارت و صادرات دارد و رکود جهانی میتواند بر رشد اقتصادی این کشور تأثیر منفی بگذارد.
نگرانی دیگر مربوط به تواناییهای نظامی آمریکا است. برخی کارشناسان چینی از نحوه استفاده ارتش آمریکا از فناوریهای پیشرفته—بهویژه هوش مصنوعی برای هماهنگی عملیات نظامی—شگفتزده شدهاند. این موضوع یادآوری میکند که فاصله فناوری نظامی میان دو کشور هنوز کاملاً از بین نرفته است.
نقطهکور احتمالی در نگاه چین
در پایان، اکونومیست به یک نکته مهم اشاره میکند: ممکن است تحلیلگران چینی بیش از حد به فرض «افول اجتنابناپذیر آمریکا» تکیه کرده باشند. تاریخ نشان میدهد که ایالات متحده بارها در مواجهه با بحرانها توانسته خود را بازسازی کند—چه در حوزه فناوری، چه در اقتصاد و چه در سیاست.
در مقابل، چین با چالشهایی مانند پیر شدن جمعیت، مشکلات ساختاری در اقتصاد و محدودیتهای سیاسی داخلی روبهرو است. اگر آمریکا بتواند با شرایط جدید سازگار شود و دوباره قدرت خود را تثبیت کند، برخی از محاسبات استراتژیک پکن ممکن است نادرست از آب درآید.
به بیانی دیگر
از نگاه بسیاری از ناظران در چین، جنگ آمریکا با ایران ممکن است نمونهای از اشتباهات استراتژیک یک قدرت بزرگ باشد، اشتباهاتی که میتوانند فرصتهایی برای رقبای آن ایجاد کنند. پکن در حال حاضر ترجیح داده است نقش تماشاگر محتاط را بازی کند: نه وارد درگیری شود و نه بهطور مستقیم در آن مداخله کند. اما در پس این سکوت نسبی، محاسباتی پیچیده در جریان است. چین امیدوار است این بحران تمرکز آمریکا را منحرف کند، روایت افول آن را تقویت کند و فرصتهای اقتصادی و دیپلماتیک تازهای برای پکن فراهم آورد.
با این حال، همانطور که تاریخ بارها نشان داده، نتایج جنگها اغلب غیرقابل پیشبینی هستند. این احتمال نیز وجود دارد که پیامدهای این جنگ نه تنها موازنه قدرت را تغییر ندهد، بلکه رقابت میان آمریکا و چین را وارد مرحلهای تازه و پیچیدهتر کند.