اگر از یک معدن مس صحبت کنیم، معمولاً اولین چیزی که به ذهن میرسد استخراج سنگ معدن، کارخانه تغلیظ و تولید کنسانتره است. اما داستان معدن در همانجا تمام نمیشود. بخش مهمی از ارزش اقتصادی ماده معدنی در مرحلهای ایجاد میشود که کنسانتره وارد کارخانه ذوب و پالایش میشود؛ جایی که فناوری تعیین میکند از یک تن خوراک، چه مقدار مس، نقره، طلا و سایر عناصر ارزشمند قابل بازیابی است.
Głogów Copper Smelter در لهستان یکی از نمونههای جالب برای فهم این موضوع است. این مجتمع که متعلق به شرکت KGHM Polska Miedź است، امروزه یکی از بزرگترین و پیشرفتهترین مجتمعهای ذوب و پالایش مس در اروپا محسوب میشود. در این مجموعه، کنسانتره مس نهفقط برای تولید مس کاتد، بلکه برای بازیابی مجموعهای از فلزات و محصولات جانبی ارزشمند فرآوری میشود. ظرفیت تولید آن در حال حاضر حدود ۴۷۵ هزار تن مس الکترولیتی در سال است و در کنار مس، محصولاتی مانند نقره، طلا، سرب، سلنیوم، سولفات نیکل و اسید سولفوریک نیز در زنجیره متالورژیکی آن تولید میشود.
اما شاید جذابترین بخش داستان Głogów، ظرفیت امروز آن نباشد؛ بلکه مسیری است که این مجتمع طی کرده است. Głogów در سالهای ابتدایی فعالیت خود با کورههای شفت کار میکرد، اما طی چند دهه به سمت فناوریهای مدرنتر حرکت کرد و در سال ۲۰۱۶، آخرین کورههای شفت خود را کنار گذاشت و فناوری Flash Smelting را در هر دو خط اصلی خود به کار گرفت. این تغییر، یکی از مهمترین پروژههای نوسازی متالورژی KGHM بود.
در ادامه، داستان این مجتمع را از آغاز تا فناوری فعلی آن مرور میکنیم و میبینیم که چرا Głogów را نمیتوان صرفاً یک «کارخانه ذوب مس» دانست.
Głogów کجاست و چه ارتباطی با KGHM دارد؟
مجتمع Głogów در منطقه Lower Silesia در جنوبغربی لهستان قرار دارد؛ منطقهای که از مهمترین نواحی معدنی مس این کشور به شمار میرود. KGHM در این منطقه یک زنجیره نسبتاً یکپارچه از معدنکاری، فرآوری، ذوب و پالایش ایجاد کرده است. کنسانتره حاصل از فعالیتهای معدنی و فرآوری KGHM در نهایت به واحدهای متالورژیکی این شرکت، از جمله Głogów و Legnica، میرسد و پس از پالایش، بخشی از مس تولیدشده نیز میتواند وارد واحد پاییندستی Cedynia برای تولید مفتول مسی شود.
این یکپارچگی اهمیت زیادی دارد. وقتی یک شرکت از معدن تا تولید مس کاتد حضور دارد، میتواند ارتباط میان کیفیت کانسنگ، مشخصات کنسانتره، رفتار متالورژیکی خوراک و کیفیت محصول نهایی را در سطح کل زنجیره مدیریت کند. در مورد KGHM، Głogów یکی از مهمترین حلقههای این زنجیره است و عملاً نقطهای است که بخش معدن و فرآوری را به محصول فلزی نهایی متصل میکند.
داستان Głogów از سال ۱۹۷۱ آغاز شد
تاریخ رسمی Głogów به اوایل دهه ۱۹۷۰ بازمیگردد. Głogów I در سال ۱۹۷۱ به بهرهبرداری رسید و تولید مس در آن با استفاده از فناوری کوره شفت آغاز شد. در همان سالهای ابتدایی مشخص شد که توسعه فعالیتهای معدنی KGHM به ظرفیت متالورژیکی بیشتری نیاز دارد؛ بنابراین ساخت بخش دوم مجتمع در دستور کار قرار گرفت.
Głogów II در سال ۱۹۷۸ راهاندازی شد، اما تفاوت مهمی با واحد اول داشت. این خط از ابتدا بر مبنای فناوری ذوب فلش یا Flash Smelting طراحی شده بود. طبق اطلاعات تاریخی KGHM، Głogów II یکی از نخستین تأسیسات جهان بود که در آن تولید مس بلیستر با استفاده از کوره فلش و در یک فرایند تکمرحلهای انجام میشد.
این اتفاق از آن جهت اهمیت داشت که Głogów از همان سالهای نخست، عملاً به محلی برای توسعه و بهکارگیری فناوریهای پیشرفته ذوب مس تبدیل شد. در حالی که Głogów I همچنان با فناوری کوره شفت فعالیت میکرد، Głogów II تجربه متفاوتی را در مقیاس صنعتی دنبال میکرد؛ تجربهای که چند دهه بعد سرنوشت کل مجتمع را تغییر داد.
چرا Głogów از کوره شفت به Flash Smelting رفت؟
برای چند دهه، فناوری کوره شفت در Głogów I مورد استفاده قرار گرفت. اما با افزایش نیاز به بهرهوری، کنترل بهتر فرایند و کاهش اثرات زیستمحیطی، ادامه کار با فناوری قدیمی دیگر پاسخگوی نیازهای مجتمع نبود.
KGHM در سال ۲۰۱۴ آمادهسازی برای تغییر فناوری Głogów I را آغاز کرد. در سال ۲۰۱۵ نخستین کوره شفت از مدار خارج شد و در ژوئیه ۲۰۱۶ نیز کورههای باقیمانده خاموش شدند. با این اتفاق، ۴۵ سال فعالیت فناوری کوره شفت در Głogów به پایان رسید.
چند ماه بعد، در اکتبر ۲۰۱۶، خط جدید Głogów I با فناوری Flash Furnace وارد مرحله راهاندازی شد. نخستین خوراک کنسانتره وارد کوره شد و تنها چند ساعت بعد، نخستین مس بلیستر از فناوری جدید تولید شد. KGHM این پروژه را یک جهش مهم فناوری برای مجتمع توصیف کرد.
در واقع، سال ۲۰۱۶ را میتوان یکی از مهمترین نقاط عطف تاریخ Głogów دانست؛ زیرا از آن زمان به بعد، هر دو خط اصلی مجتمع بر پایه یک فناوری اصلی یعنی Single-stage Flash Smelting فعالیت میکنند.
Flash Smelting در Głogów چگونه کار میکند؟
برای درک اهمیت فناوری Głogów باید کمی وارد فرایند شویم.
کنسانتره مس، محصولی است که پس از فرآوری سنگ معدن به دست میآید و بخش قابل توجهی از مواد معدنی مس را در خود متمرکز کرده است. اما این کنسانتره هنوز محصول نهایی نیست و علاوه بر مس، حاوی گوگرد، آهن و مجموعهای از عناصر همراه است.
در Głogów، پیش از ورود خوراک به مرحله ذوب، مخلوط کنسانترهها آماده و خشک میشود. سپس این خوراک وارد Flash Furnace میشود. در این کوره، واکنشهای سریع اکسیداسیون ترکیبات سولفیدی انرژی قابل توجهی آزاد میکنند و همین انرژی نقش مهمی در فرایند ذوب دارد.
یکی از ویژگیهای اصلی Flash Smelting این است که میتواند فرایند ذوب کنسانتره را بهشکل بسیار فشرده و یکپارچه انجام دهد. در Głogów، محصول مستقیم این مرحله مس بلیستر با حدود ۹۸.۵ درصد مس است.
البته تولید بلیستر پایان مسیر نیست. این ماده هنوز حاوی ناخالصیهایی است و باید وارد مراحل بعدی شود تا به مس کاتد با خلوص بسیار بالا تبدیل شود.
از کنسانتره تا مس کاتد ۹۹.۹۹ درصد
پس از ذوب کنسانتره و تولید مس بلیستر، بخشی از مراحل بعدی به پالایش و آمادهسازی مس اختصاص دارد. در Głogów، فرایند شامل پالایش مس بلیستر در کورههای آندی و سپس ریختهگری آن به شکل آند است. آندهای تولیدشده در ادامه وارد واحد پالایش الکترولیتی یا Electrorefining میشوند.
در پالایش الکترولیتی، آند مس در الکترولیت حل میشود و مس موجود در آن روی کاتد رسوب میکند. نتیجه این فرایند، کاتد مس با خلوص ۹۹.۹۹ درصد است. KGHM اعلام کرده که کاتدهای تولیدشده در Głogów با استاندارد LME Grade A ثبت شدهاند و تحت برندهای HMG-S و HMG-B در بورس فلزات لندن و بورس آتی شانگهای عرضه میشوند.
اما در همین مرحله یک اتفاق بسیار مهم دیگر رخ میدهد که یکی از جذابترین بخشهای اقتصاد Głogów است.

چرا لجن آندی در Głogów ارزشمند است؟
وقتی مس آند وارد فرایند پالایش الکترولیتی میشود، همه عناصر موجود در آن به یک شکل رفتار نمیکنند. فلزات نجیب مانند طلا و نقره رفتار متفاوتی از مس دارند و بخش مهمی از آنها در قالب لجن آندی یا Anode Slime باقی میمانند.
برای یک کارخانه معمولی ممکن است این لجن یک جریان جانبی یا پسماند به نظر برسد؛ اما در یک مجتمع متالورژیکی پیشرفته، این ماده میتواند یکی از باارزشترین جریانهای کارخانه باشد.
در Głogów، لجنهای آندی به عنوان خوراک واحد فلزات گرانبها مورد استفاده قرار میگیرند. در این واحد، نقره و طلا از جریانهای حاصل از پالایش مس بازیابی میشوند. KGHM اعلام کرده است که واحد فلزات گرانبهای Głogów قادر به تولید نقره با خلوص ۹۹.۹۹ درصد و طلا با خلوص ۹۹.۹۹ درصد است.
این موضوع اهمیت یک نکته اساسی را نشان میدهد: اقتصاد یک ذوبخانه مس الزاماً با مقدار مس تولیدشده سنجیده نمیشود. ترکیب خوراک و توانایی مجتمع در بازیابی عناصر همراه نیز میتواند تأثیر بسیار زیادی بر ارزش اقتصادی عملیات داشته باشد.
Głogów فقط مس تولید نمیکند
اگر محصولات Głogów را بررسی کنیم، تصویر بسیار جالبتر میشود. این مجتمع علاوه بر مس کاتد، نقره و طلا، محصولاتی مانند سرب، سلنیوم و سولفات نیکل نیز تولید میکند. همچنین گوگرد موجود در جریانهای فرایندی در واحدهای تولید اسید سولفوریک مورد استفاده قرار میگیرد.
در سال ۲۰۲۳، تولید نقره فلزی در Głogów حدود ۱٬۴۰۰ تن و تولید طلا حدود ۳ تن گزارش شده است. ظرفیت تولید سرب خام نیز حدود ۳۰ هزار تن در سال اعلام شده است.
اگر این اعداد را در کنار ظرفیت حدود ۴۷۵ هزار تن مس الکترولیتی قرار دهیم، مشخص میشود که با یک کارخانه تکمحصولی روبهرو نیستیم. Głogów را بهتر است یک مجتمع متالورژیکی چندفلزی بدانیم که در آن جریانهای مختلف مواد از یکدیگر جدا شده و به محصولات قابل فروش تبدیل میشوند.
گوگرد؛ از آلاینده بالقوه تا محصول صنعتی
یکی از چالشهای اصلی ذوب کنسانترههای سولفیدی، گوگرد است. هنگامی که کنسانتره وارد فرایند ذوب میشود، ترکیبات گوگردی اکسید شده و گازهای حاوی دیاکسید گوگرد تولید میکنند. مدیریت این گازها یکی از مسائل مهم زیستمحیطی در صنعت ذوب مس است.
Głogów نمونه جالبی از این است که چگونه میتوان این مسئله را به بخشی از زنجیره ارزش تبدیل کرد. گازهای فرایندی حاوی SO₂ به واحدهای تولید اسید سولفوریک هدایت میشوند و گوگرد موجود در خوراک به جای اینکه صرفاً به عنوان یک مشکل زیستمحیطی دیده شود، وارد یک فرایند صنعتی برای تولید محصول میشود.
KGHM اعلام کرده که توسعه فناوریهای کنترل گاز در مجتمعهای خود باعث کاهش قابل توجه انتشار آلایندهها شده است و در Głogów نیز واحدهای اسید سولفوریک نقش مهمی در مدیریت گازهای فرایندی دارند.
این نکته از منظر طراحی مجتمعهای مس بسیار مهم است. در یک مجتمع مدرن، کنترل آلودگی و بازیابی ارزش اقتصادی الزاماً دو موضوع جدا از یکدیگر نیستند؛ گاهی همان فناوری که برای کنترل یک آلاینده طراحی میشود، امکان تولید یک محصول جانبی را نیز فراهم میکند.
ظرفیت تولید Głogów چقدر است؟
امروز Głogów دارای دو خط اصلی تولید است. ظرفیت اسمی Głogów I حدود ۲۴۰ هزار تن و ظرفیت Głogów II حدود ۲۳۵ هزار تن مس الکترولیتی در سال است. بنابراین ظرفیت مجموع مجتمع حدود ۴۷۵ هزار تن مس الکترولیتی در سال اعلام شده است.
نکته مهم این است که این عدد، ظرفیت مس الکترولیتی است؛ یعنی محصول نهایی پس از عبور از مراحل ذوب، پالایش حرارتی و پالایش الکترولیتی، نه صرفاً ظرفیت ذوب کنسانتره.
این تمایز در مقایسه مجتمعهای متالورژیکی اهمیت زیادی دارد، زیرا ظرفیت ذوب، ظرفیت پالایش و ظرفیت تولید کاتد الزاماً یکسان نیستند و باید هر کدام جداگانه بررسی شوند.

Głogów چه چیزی درباره آینده صنعت مس به ما میگوید؟
شاید ارزشمندترین بخش مطالعه Głogów، خود فناوری Flash Furnace نباشد. فناوریها با گذشت زمان تغییر میکنند و ممکن است در آینده فناوریهای دیگری جایگزین آنها شوند. نکته مهمتر، منطق اقتصادی و صنعتی پشت این مجتمع است.
Głogów نشان میدهد که یک مجتمع مس موفق باید از مرحله معدن و تولید کنسانتره تا مرحله پالایش نهایی به هم متصل باشد. باید بداند خوراک چه عناصری دارد، هر عنصر در کدام مرحله از فرایند قرار میگیرد، چگونه میتوان آن را بازیابی کرد و آیا بازیابی آن از نظر اقتصادی ارزش دارد یا خیر.
در چنین مدلی، نقره و طلا صرفاً «محصول جانبی» نیستند؛ بخشی از اقتصاد واقعی زنجیره هستند. اسید سولفوریک صرفاً یک محصول فرعی نیست؛ میتواند بخشی از راهکار مدیریت گوگرد باشد. حتی سرب و سلنیوم نیز میتوانند از جریانهایی که در یک کارخانه سادهتر شاید به عنوان مواد کمارزش یا پسماند دیده شوند، به محصولات قابل فروش تبدیل شوند.
به همین دلیل، شاید بهتر باشد به جای اینکه بگوییم Głogów یک Copper Smelter است، آن را یک Value Recovery System for Copper Concentrates بدانیم؛ سیستمی که هدف آن فقط تولید مس نیست، بلکه استخراج حداکثر ارزش ممکن از خوراک معدنی است.
Głogów و یک درس مهم برای صنعت مس ایران
مطالعه Głogów برای صنعت مس ایران نیز میتواند جالب باشد؛ نه به این معنا که باید دقیقاً همان فناوری یا همان ساختار را کپی کرد، بلکه از این جهت که نشان میدهد توسعه صنعت مس فقط با افزایش ظرفیت معدن و کارخانه تغلیظ اتفاق نمیافتد.
هرچه ذخایر مس توسعه پیدا میکنند و حجم بیشتری از کنسانتره تولید میشود، مسئله متالورژی اهمیت بیشتری پیدا میکند. کیفیت کنسانتره، میزان عناصر همراه، رفتار ناخالصیها، مصرف انرژی، مدیریت گوگرد، بازیابی فلزات گرانبها و حتی ارزش اقتصادی جریانهای جانبی، همگی بخشی از اقتصاد واقعی زنجیره مس هستند.
برای مثال، اگر یک کنسانتره حاوی مقادیر قابل توجهی نقره یا طلا باشد، توانایی یک مجتمع در بازیابی این فلزات میتواند تفاوت قابل توجهی در ارزش واقعی آن ایجاد کند. بنابراین ممکن است دو مجتمع با ظرفیت اسمی مشابه مس، از نظر اقتصادی عملکرد کاملاً متفاوتی داشته باشند.
از این منظر، Głogów یک مثال مهم برای حرکت از نگاه «تولید مس» به نگاه «بازیابی ارزش از کنسانتره» است.
نوسازی Głogów؛ یک پروژه صرفاً فنی نبود
تغییر فناوری Głogów I در سال ۲۰۱۶ را نیز باید در همین چارچوب دید. KGHM فقط یک کوره قدیمی را با یک کوره جدید جایگزین نکرد. این شرکت در واقع بخشی از زیرساخت متالورژیکی خود را برای دهههای آینده بازطراحی کرد.
پروژه نوسازی شامل ایجاد خط جدید Flash Furnace و تجهیزات مرتبط با آن بود و KGHM در اسناد خود آن را بخشی از Pyrometallurgy Modernization Program معرفی کرده است. این پروژه با هدف افزایش کارایی، نوسازی فناوری و بهبود عملکرد زیستمحیطی مجتمع انجام شد.
این موضوع یک درس مهم برای مجتمعهای متالورژیکی قدیمی دارد: گاهی لازم نیست برای رسیدن به یک جهش فناورانه، تمام مجتمع را از ابتدا ساخت. میتوان یک دارایی صنعتی چنددههای را به تدریج بازطراحی کرد و فناوریهای جدید را در دل همان زیرساخت توسعه داد.
Głogów دقیقاً چنین مسیری را طی کرده است.

Głogów امروز؛ یک مجتمع مس با بیش از نیم قرن تجربه
امروز بیش از پنج دهه از آغاز فعالیت Głogów میگذرد. در این مدت، مجتمع از یک کارخانه مبتنی بر کورههای شفت به یکی از مجتمعهای بزرگ Flash Smelting جهان تبدیل شده است. دو خط اصلی آن مجموعاً حدود ۴۷۵ هزار تن ظرفیت تولید مس الکترولیتی دارند و در کنار مس، طیف متنوعی از فلزات و محصولات شیمیایی را تولید میکنند.
اما شاید مهمتر از همه این باشد که Głogów یک نمونه زنده از تحول صنعت متالورژی است. کارخانهای که در دهه ۱۹۷۰ با یک فناوری مشخص شروع به کار کرد، در طول دههها بارها نوسازی شد و در نهایت توانست فناوری اصلی خود را تغییر دهد، در حالی که همچنان در قلب زنجیره معدنی KGHM باقی مانده است.
از این منظر، داستان Głogów تنها داستان یک ذوبخانه مس لهستانی نیست؛ داستان چگونگی تکامل یک دارایی صنعتی در طول بیش از ۵۰ سال است.
جمعبندی؛ چرا باید Głogów را بشناسیم؟
Głogów یکی از نمونههای جالب صنعت مس جهان است، زیرا در آن میتوان چند روند مهم صنعت معدن و متالورژی را همزمان مشاهده کرد: یکپارچگی معدن و متالورژی، حرکت از فناوریهای قدیمی به Flash Smelting، افزایش بهرهوری، کنترل آلایندهها، بازیابی فلزات گرانبها و تبدیل جریانهای جانبی به محصولات اقتصادی.
این مجتمع امروز حدود ۴۷۵ هزار تن مس الکترولیتی در سال ظرفیت دارد، اما ارزش آن صرفاً در این عدد خلاصه نمیشود. در کنار مس، نقره و طلا، سرب و سلنیوم نیز از زنجیره متالورژیکی آن به دست میآیند و گوگرد موجود در خوراک نیز در قالب اسید سولفوریک وارد چرخه اقتصادی میشود.
شاید مهمترین درسی که از Głogów میتوان گرفت این باشد که در صنعت مس، ارزش واقعی یک کنسانتره فقط به مقدار مس موجود در آن وابسته نیست؛ بلکه به توانایی فناوری برای بازیابی تمام ارزشهای پنهان در آن نیز بستگی دارد.
و این همان نقطهای است که معدن، متالورژی، فناوری و اقتصاد به یکدیگر میرسند.
Głogów در نهایت یک کارخانه برای ذوب مس نیست؛ کارخانهای برای استخراج حداکثری ارزش از یک ماده معدنی است.