برای بیش از یک قرن، صنعت معدن تقریباً تمام مواد اولیه موردنیاز خود را از خشکی تأمین کرده است. اما افزایش تقاضای جهانی برای مس، نیکل، کبالت، منگنز و سایر فلزات موردنیاز باتریها، انرژیهای تجدیدپذیر و صنایع پیشرفته، توجه شرکتهای معدنی و دولتها را به منابعی فراتر از معادن خشکی جلب کرده است. یکی از مهمترین این منابع، بستر اقیانوسهاست؛ جایی که ذخایری مانند ندولهای پلیمتالیک، سولفیدهای عظیم دریایی و پوستههای غنی از کبالت در اعماق صدها تا هزاران متری آب قرار دارند.
فناوری استخراج این ذخایر هنوز در حال توسعه است و همزمان پرسشهای جدی درباره اقتصاد پروژه، قابلیت اطمینان تجهیزات، پیامدهای زیستمحیطی و چارچوب حقوقی فعالیت در آبهای بینالمللی مطرح است. تجربه پروژه Solwara 1 نیز نشان داد که حتی اگر فناوری استخراج یک ذخیره معدنی قابل توسعه باشد، تأمین مالی، مجوزها، پذیرش اجتماعی و اقتصاد پروژه میتوانند سرنوشت آن را تعیین کنند. به همین دلیل، معدنکاری زیر دریا دیگر صرفاً یک موضوع فناورانه نیست و به یکی از مباحث مهم در آینده تأمین فلزات حیاتی و امنیت زنجیره تأمین مواد معدنی تبدیل شده است.

معدنکاری زیر دریا چیست و چرا اهمیت دارد؟
معدنکاری زیر دریا (Deep-Sea Mining) یا معدنکاری دریایی (یا هر اسمی که برای آن بگذاریم) به فرایند اکتشاف و استخراج مواد معدنی از بستر اقیانوسها، بهویژه در اعماق زیاد، گفته میشود. در این صنعت، شرکتها به دنبال استخراج فلزاتی مانند مس، نیکل، کبالت و منگنز و … هستند؛ فلزاتی که در زنجیره تولید باتری، خودروهای برقی، تجهیزات انرژی و سایر صنایع پیشرفته اهمیت دارند.
اما اهمیت معدنکاری زیر دریا فقط به وجود فلزات در کف اقیانوس محدود نمیشود. یکی از دلایل اصلی توجه صنعت معدن به این منابع، افزایش نگرانی درباره امنیت عرضه فلزات حیاتی است. بخش قابلتوجهی از تولید و فرآوری برخی فلزات در تعداد محدودی از کشورها، از جمله چین، متمرکز شده و همین تمرکز میتواند زنجیره تأمین را در برابر ریسکهای ژئوپلیتیکی و تجاری آسیبپذیر کند.
از این منظر، منابع معدنی اقیانوس را میتوان یک گزینه بالقوه برای تنوعبخشی به سبد منابع معدنی جهان دانست. البته این گزینه هنوز فاصله زیادی با تبدیلشدن به یک صنعت بالغ دارد و باید همزمان از نظر فناوری، اقتصاد، محیطزیست و مقررات ارزیابی شود.
انواع منابع معدنی بستر دریا
سه گروه اصلی از منابع معدنی بیشترین توجه را در معدنکاری زیر دریا به خود اختصاص دادهاند: ندولهای پلیمتالیک، سولفیدهای عظیم دریایی و پوستههای غنی از کبالت. این سه نوع ذخیره از نظر محیط زمینشناسی، عمق، ترکیب فلزی و روش استخراج تفاوت زیادی دارند.
| ویژگی | ندولهای پلیمتالیک | سولفیدهای عظیم دریایی | پوستههای غنی از کبالت |
|---|---|---|---|
| محل تشکیل | دشتهای آبیسال | دودکشهای گرمابی فعال/غیرفعال | دامنه کوههای زیردریایی |
| عمق آب | ۴۰۰۰ تا ۶۵۰۰ متر | معمولاً کمتر از ۸۰۰ متر | ۸۰۰ تا ۲۵۰۰ متر |
| فلزات اصلی | نیکل، کبالت، مس، منگنز | مس، روی، طلا، نقره | کبالت، تلوریم، عناصر خاکی |
| نرخ رشد | چند میلیمتر در یک میلیون سال | نسبتاً سریع | بسیار کند |
| بلوغ فناوری | نسبتاً بالا | پایین | بسیار پایین |
| منطقه شاخص | کلاریون-کلیپرتون | دریای بیسمارک | سیمونتهای اقیانوس آرام |
ندولهای پلیمتالیک چیست؟
ندولهای پلیمتالیک یا ندولهای منگنزی تودههای کروی یا نامنظمی هستند که معمولاً چند سانتیمتر قطر دارند. اکسیدهای آهن و منگنز بخش اصلی این ندولها را تشکیل میدهند و فلزاتی مانند نیکل، کبالت و مس نیز در آنها وجود دارد.

ویژگی مهم ندولها از دید مهندسی معدن این است که برخلاف بسیاری از ذخایر خشکی، روی سطح رسوبات بستر قرار گرفتهاند. در نتیجه، استخراج آنها الزاماً به حفاری عمیق یا انفجار سنگ نیاز ندارد و شرکتها میتوانند با استفاده از خودروهای زیردریایی آنها را از سطح بستر جمعآوری کنند.
منطقه کلاریون-کلیپرتون در اقیانوس آرام مهمترین منطقه جهان برای فعالیتهای اکتشافی مرتبط با این ذخایر است.
سولفیدهای عظیم دریایی چیست؟
سولفیدهای عظیم دریایی در اطراف دودکشهای گرمابی شکل میگیرند. سیالات داغ و غنی از فلز از شکافهای پوسته اقیانوسی خارج میشوند و در شرایط مناسب، رسوبات سولفیدی را ایجاد میکنند. این ذخایر میتوانند حاوی مس، روی، طلا و نقره باشند.
مسئله مهم این است که دودکشهای گرمابی تنها یک پدیده زمینشناسی نیستند. این محیطها میزبان اکوسیستمهایی منحصربهفرد هستند. بنابراین، توسعه یک پروژه استخراجی در این مناطق همزمان یک مسئله زمینشناسی، مهندسی و زیستمحیطی محسوب میشود.
پوستههای غنی از کبالت چیست؟
پوستههای غنی از کبالت، لایههای سختی از اکسیدهای فلزی هستند که روی دامنه کوههای زیردریایی یا Seamounts شکل میگیرند. این پوستهها میتوانند غلظت بالایی از کبالت داشته باشند، اما یک تفاوت اساسی با ندولها دارند: به سنگ بستر چسبیدهاند.
به همین دلیل، شرکت برای استخراج آنها باید ماده معدنی را از سنگ جدا کند؛ مسئلهای که پیچیدگی فنی عملیات را افزایش داده و باعث شده فناوری استخراج تجاری این نوع ذخایر هنوز به بلوغ نرسد.
فناوری معدنکاری زیر دریا چگونه کار میکند؟
شاید مهمترین تفاوت معدنکاری زیر دریا با معدنکاری خشکی در معماری سیستم تولید باشد. در یک معدن روباز یا زیرزمینی، بسیاری از تجهیزات و فرایندها در محیطی فعالیت میکنند که مهندسان دههها تجربه عملیاتی درباره آن دارند. در اعماق اقیانوس، همین عملیات باید در شرایط فشار بسیار بالا، تاریکی کامل و دسترسی محدود انجام شود.
یک سیستم استخراج زیر دریا را میتوان در سه مرحله اصلی بررسی کرد:
۱. جمعآوری ماده معدنی از بستر
در پروژههای مربوط به ندولهای پلیمتالیک، خودروهای زیردریایی خودکار یا نیمهخودکار روی بستر حرکت میکنند و ندولها را جمعآوری میکنند.
این تجهیزات باید روی رسوباتی بسیار نرم و کمظرفیت حرکت کنند. بنابراین طراحی سیستم حرکتی اهمیت زیادی دارد. شرکتها و مراکز تحقیقاتی تاکنون طرحهای مختلفی مانند سیستمهای کشیدنی، مدلهای مارپیچی، خزندههای خودران و سامانههای معلق را آزمایش کردهاند.
در اینجا یک چالش مهم شکل میگیرد: هرچه نرخ جمعآوری بالاتر برود، الزاماً اثرات زیستمحیطی نیز بیشتر نمیشود، اما طراحی سیستم برای کنترل همزمان تولید و اختلال در بستر پیچیدهتر خواهد شد.
۲. انتقال ماده معدنی به سطح
پس از جمعآوری، ماده معدنی باید از عمق چند کیلومتری به کشتی منتقل شود. سیستم رایزر این وظیفه را بر عهده دارد و ماده معدنی را معمولاً به شکل دوغاب از طریق یک لوله عمودی به سطح میرساند.
این بخش یکی از حساسترین قسمتهای سیستم است. لوله باید فشار عظیم آب و نیروهای ناشی از جریانهای دریایی را تحمل کند و در عین حال انتقال پیوسته ماده را تضمین کند.
از روشهایی مانند پمپاژ هیدرولیکی و Air-lift نیز برای انتقال مواد استفاده میشود.
۳. فرآوری اولیه روی کشتی
پس از انتقال دوغاب به سطح، تجهیزات روی کشتی آب و رسوبات اضافی را از ماده معدنی جدا میکنند. مدیریت آب خروجی و ذرات ریز موجود در آن نیز یکی از مهمترین چالشهای زیستمحیطی پروژه محسوب میشود.
در نتیجه، فناوری معدنکاری زیر دریا را نباید فقط به «ساخت یک ربات استخراجکننده» تقلیل داد. یک پروژه تجاری به سیستم کامل جمعآوری، انتقال، فرآوری، کنترل از راه دور، ناوبری و بازیابی تجهیزات نیاز دارد.
معدنکاری زیر دریا در مقایسه با معدنکاری خشکی
یکی از مهمترین پرسشهای مدیران معدنی این است که آیا استخراج از بستر دریا واقعاً میتواند نسبت به معدنکاری خشکی مزیت داشته باشد؟
پاسخ به نوع ذخیره، فناوری و معیار ارزیابی بستگی دارد.
| معیار | معدنکاری خشکی | معدنکاری زیر دریا |
|---|---|---|
| جابهجایی باطله | در بسیاری از معادن بسیار بالا | در استخراج ندولها بالقوه بسیار کمتر |
| اثر بر جوامع انسانی | میتواند قابلتوجه باشد | جمعیت انسانی در محل مستقیم استخراج وجود ندارد |
| شناخت اکوسیستم | نسبتاً بیشتر | محدود و ناقص |
| بازسازی زیستگاه | بسته به نوع معدن، چند سال تا چند دهه | برای ندولها بسیار طولانی |
| چارچوب قانونی | عمدتاً ملی و تثبیتشده | در آبهای بینالمللی در حال شکلگیری |
این مقایسه نشان میدهد که معدنکاری زیر دریا را نمیتوان صرفاً بر اساس میزان باطله یا اشغال زمین ارزیابی کرد. یک ارزیابی اقتصادی و زیستمحیطی واقعی باید کل چرخه پروژه را در نظر بگیرد؛ از سرمایهگذاری اولیه و مصرف انرژی گرفته تا نرخ تولید، قابلیت اطمینان تجهیزات، هزینه توقف، مدیریت پساب، مجوزها و ریسکهای اجتماعی.
Solwara 1؛ مهمترین درس شکست یک پروژه معدنکاری دریایی
پروژه Solwara 1 در دریای بیسمارک پاپوآ گینهنو یکی از مهمترین نمونههای شکست تجاری در تاریخ معدنکاری زیر دریاست.
شرکت کانادایی Nautilus Minerals در سال ۲۰۱۱ مجوز استخراج مس، طلا، نقره و روی از یک میدان دودکش گرمابی در عمق حدود ۱۶۰۰ متری دریافت کرد. دولت پاپوآ گینهنو نیز با سهم ۱۵ درصدی در پروژه مشارکت داشت.

اما پروژه هیچگاه به تولید تجاری نرسید.
مشکلات پروژه از چند مسیر همزمان شکل گرفت. جوامع ساحلی نسبت به آثار پروژه بر معیشت و فرهنگ دریامحور خود اعتراض داشتند. شرکت نیز با مشکلات مالی مداوم مواجه شد و نتوانست سرمایه موردنیاز برای ادامه پروژه را به شکل پایدار تأمین کند.
در نهایت Nautilus Minerals در سال ۲۰۱۹ ورشکست شد و دولت پاپوآ گینهنو نیز بخش قابلتوجهی از سرمایهگذاری خود را از دست داد.
سه دستگاه بزرگ استخراج زیردریایی که برای پروژه ساخته شده بودند نیز هرگز در دریا آزمایش نشدند.
درس Solwara 1 برای مدیران معدن
مهمترین درس این پروژه را میتوان در یک جمله خلاصه کرد:
در معدنکاری زیر دریا، فناوری بهتنهایی پروژه نمیسازد.
یک پروژه باید همزمان از نظر فناوری، سرمایه، مجوز، پذیرش اجتماعی، زنجیره تأمین و اقتصاد پروژه قابلاجرا باشد. Solwara 1 نشان داد که ضعف در یکی از این حلقهها میتواند کل پروژه را متوقف کند.
مهمترین شرکتها و کشورهای فعال در معدنکاری زیر دریا در ۲۰۲۶
The Metals Company
The Metals Company یا TMC یکی از مهمترین بازیگران خصوصی این صنعت است. این شرکت از طریق زیرمجموعههای خود، از جمله NORI و TOML، در منطقه کلاریون-کلیپرتون فعالیت اکتشافی دارد و با شرکتهایی مانند Glencore، Maersk و Allseas همکاری کرده است.
در سال ۲۰۲۶، مسیر این شرکت اهمیت بیشتری پیدا کرد؛ زیرا NOAA تطابق درخواست آن با قانون داخلی آمریکا، DSHMRA، برای دریافت مجوز بهرهبرداری را تأیید کرد.
TMC همچنین با Allseas برای توسعه یک سیستم تجاری جمعآوری ندول با ظرفیت سالانه حدود سه میلیون تن همکاری کرده است.
چین
چین یکی از مهمترین بازیگران دولتی این حوزه است و پنج قرارداد اکتشافی از سازمان بینالمللی بستر دریا دارد.
این کشور همچنین در اواخر سال ۲۰۲۴ آزمایش موفق یک خودروی معدنکاری زیردریایی را انجام داد.
اهمیت چین در این صنعت فقط به تعداد قراردادهای اکتشافی محدود نمیشود. این کشور همزمان از ظرفیت بالای مهندسی دریایی و زنجیره فرآوری مواد معدنی برخوردار است؛ دو عاملی که در تجاریسازی معدنکاری زیر دریا اهمیت زیادی دارند.
ژاپن
ژاپن سالهاست روی فناوری استخراج سولفیدهای دریایی و ندولهای غنی از عناصر خاکی کار میکند. سازمان JOGMEC نیز آزمایشهای مقدماتی استخراج را دنبال کرده است. برای ژاپن، این فعالیتها علاوه بر جنبه فناورانه، با مسئله امنیت تأمین مواد اولیه نیز ارتباط دارد. پروژه مینامیتوروشیما احتمالا یکی از مهمترین پروژههای معدنکاری دریایی در جهان است که توسط ژاپنیها و با همکاری آمریکا به پیش خواهد رفت.
نروژ
نروژ ابتدا برنامههایی برای توسعه اکتشافات معدنی دریایی داشت، اما فشارهای پارلمانی، اعتراضات زیستمحیطی و دعاوی حقوقی باعث شد در پایان سال ۲۰۲۵ صدور مجوزها در آبهای قطبی را دستکم تا پایان ۲۰۲۹ متوقف کند.
جزایر کوک
جزایر کوک از کشورهای فعال در مدیریت منابع معدنی دریایی است و در سال ۲۰۲۲ سه مجوز اکتشافی صادر کرد. با این حال، در سال ۲۰۲۵ مشخص شد شرکتهای دارای مجوز برنامههای کاری خود را کامل اجرا نکردهاند و همین موضوع روند توسعه پروژهها را به تعویق انداخت.
هند
هند نیز در حال توسعه فعالیتهای معدنی دریایی خود است. این کشور در بهار ۲۰۲۵ نخستین دور مزایده بلوکهای معدنی دریایی در منطقه انحصاری اقتصادی خود را برگزار کرد و اکتشاف ندولها و سولفیدها در اقیانوس هند را دنبال میکند.
چه کسی مالک منابع معدنی بستر اقیانوس است؟
یکی از تفاوتهای بنیادی معدنکاری زیر دریا با معدنکاری خشکی، پیچیدگی مالکیت و صلاحیت قانونی است.
بر اساس کنوانسیون حقوق دریاهای سازمان ملل، بستر دریا در مناطق فراتر از صلاحیت ملی کشورها «میراث مشترک بشریت» محسوب میشود. سازمان بینالمللی بستر دریا یا ISA نیز مسئول تدوین چارچوب فعالیتهای معدنی در این مناطق است.
مسئله اینجاست که این چارچوب هنوز نهایی نشده است. مذاکرات ISA در سال ۲۰۲۶ نیز بدون توافق نهایی درباره Mining Code ادامه یافت و گروهی از کشورها خواستار توقف یا تعلیق فرایند تصویب مقررات شدند.
در مقابل، ایالات متحده مسیر متفاوتی را دنبال میکند. آمریکا به کنوانسیون حقوق دریاها نپیوسته و از طریق قانون داخلی DSHMRA برای شرکتهای آمریکایی مسیر مستقلی ایجاد کرده است.
این اختلاف، یک ریسک مهم برای سرمایهگذاران ایجاد میکند. در پروژههای معدنی معمولی، شرکت پیش از تصمیم نهایی سرمایهگذاری میخواهد بداند مالکیت، مجوز، مالیات، حقوق بهرهبرداری و چارچوب قانونی چگونه تعریف شدهاند. در معدنکاری زیر دریا، بخشی از همین متغیرها هنوز در حال شکلگیری است.
پیامدهای زیستمحیطی معدنکاری زیر دریا
بزرگترین چالش معدنکاری زیر دریا شاید نه فناوری، بلکه عدم قطعیت علمی درباره پیامدهای زیستمحیطی باشد.
اکوسیستمهای اعماق دریا بسیار متفاوت از محیطهای خشکی هستند و دانش علمی درباره بسیاری از آنها هنوز محدود است. همین مسئله باعث شده ارزیابی اثرات واقعی معدنکاری دشوار باشد.
تخریب مستقیم بستر
خودروهای استخراج هنگام جمعآوری ندولها بخشی از لایه سطحی رسوبات را نیز جابهجا میکنند. این فرایند میتواند زیستگاه گونههایی را که به بستر وابستهاند، تخریب کند.
پرمههای رسوبی
یکی از نگرانیهای اصلی، ایجاد Sediment Plume یا پرمه رسوبی است. عملیات استخراج و مدیریت آب خروجی میتواند ذرات ریز را وارد ستون آب کند. جریانهای دریایی نیز میتوانند این ذرات را از محل اصلی عملیات دور کنند.
پروژه اروپایی MiningImpact برای بررسی رفتار این پرمهها و اثرات آنها دادههای میدانی جمعآوری کرده است.
آلودگی صوتی و نوری
تجهیزات معدنکاری در اعماق دریا میتوانند صدا و نور ایجاد کنند. بسیاری از گونههای دریایی برای ارتباط و جهتیابی به صدا وابستهاند و بنابراین افزایش نویز صنعتی میتواند پیامدهایی برای آنها داشته باشد.
جوامع میکروبی
جوامع میکروبی بستر در چرخههای زمینشیمیایی مانند کربن، نیتروژن و گوگرد نقش دارند. تخریب زیستگاه آنها میتواند اثراتی ایجاد کند که فراتر از محل مستقیم استخراج باشد.
اثر بر شیلات
برخی پژوهشها احتمال اثرگذاری معدنکاری دریایی بر زنجیره غذایی و فعالیتهای اقتصادی وابسته به اقیانوس، از جمله شیلات، را مطرح کردهاند.
به همین دلیل، رویکرد احتیاطی همچنان یکی از محورهای اصلی بحث درباره توسعه این صنعت است.
مزایا و معایب معدنکاری زیر دریا
چرا موافقان از معدنکاری زیر دریا حمایت میکنند؟
موافقان این صنعت چند استدلال اصلی دارند. نخست اینکه تقاضا برای فلزاتی مانند مس، نیکل و کبالت افزایش یافته و منابع دریایی میتوانند در آینده گزینه دیگری برای تأمین این فلزات باشند.
دوم اینکه استخراج ندولها به جابهجایی حجم عظیمی از باطله مانند بسیاری از معادن خشکی نیاز ندارد.
سوم اینکه توسعه منابع دریایی میتواند به تنوعبخشی جغرافیایی زنجیره تأمین کمک کند.
در نهایت، برخلاف بسیاری از پروژههای خشکی، عملیات استخراج مستقیم در محل معدن نیازمند جابهجایی جمعیت انسانی نیست.
چرا مخالفان با معدنکاری زیر دریا مخالفاند؟
مخالفان بر برگشتناپذیری برخی آثار تأکید دارند. ندولها میلیونها سال برای شکلگیری زمان نیاز دارند و بازسازی آنها در مقیاس زمانی انسانی امکانپذیر نیست.
از سوی دیگر، دانش علمی درباره تنوع زیستی اعماق دریا هنوز کامل نیست. در نتیجه، منتقدان معتقدند ممکن است صنعت پیش از شناخت کامل پیامدهای خود، به اکوسیستمهایی آسیب بزند که هنوز بهدرستی مطالعه نشدهاند.
همچنین گزینههایی مانند بازیافت فلزات از باتریهای مستعمل و توسعه اقتصاد چرخشی میتوانند بخشی از نیاز آینده به مواد اولیه را تأمین کنند.
آینده معدنکاری زیر دریا؛ سه سناریوی محتمل
سناریوی اول: نهاییشدن Mining Code
در این سناریو، ISA در نهایت به توافق میرسد و چارچوب قانونی بهرهبرداری تجاری از منابع بستر دریا را نهایی میکند. در این صورت، نخستین پروژههای تجاری رسمی میتوانند در اواخر دهه ۲۰۲۰ یا اوایل دهه ۲۰۳۰ وارد مرحله اجرا شوند.
سناریوی دوم: تقویت مسیر آمریکا
اگر مذاکرات ISA همچنان به نتیجه نرسد، مسیر قانونی آمریکا میتواند اهمیت بیشتری پیدا کند. در این شرایط ممکن است یک نظام موازی برای توسعه معدنکاری زیر دریا شکل بگیرد؛ موضوعی که میتواند اختلافات حقوقی و ژئوپلیتیکی را افزایش دهد.
سناریوی سوم: تعویق طولانیمدت
سناریوی سوم این است که فشارهای زیستمحیطی و مخالفت دولتها افزایش یابد و پروژههای تجاری برای سالهای بیشتری در مرحله اکتشاف و آزمایش فناوری باقی بمانند. همزمان، پیشرفت بازیافت و اقتصاد چرخشی نیز میتواند بخشی از فشار تقاضا برای منابع جدید را کاهش دهد.
برای مدیران معدنی، نکته مهم این است که هیچکدام از این سناریوها فقط به سیاست وابسته نیستند. قیمت فلزات، CAPEX، هزینه عملیاتی، نرخ تولید، قابلیت اطمینان تجهیزات، مجوزها و هزینههای زیستمحیطی در نهایت تعیین میکنند که کدام پروژه واقعاً قابلیت سرمایهگذاری دارد.
جمعبندی
معدنکاری زیر دریا در حال تبدیلشدن به یکی از جدیترین گزینههای آینده برای دسترسی به برخی فلزات حیاتی است، اما هنوز نمیتوان آن را یک صنعت معدنی بالغ دانست. ندولهای پلیمتالیک، سولفیدهای عظیم دریایی و پوستههای غنی از کبالت هرکدام فرصتهای متفاوتی ایجاد میکنند و در میان آنها، ندولهای پلیمتالیک به دلیل قرارگرفتن روی سطح بستر و امکان جمعآوری مکانیزه، بیشترین توجه فناورانه و تجاری را به خود اختصاص دادهاند.
با این حال، تجربه Solwara 1 نشان داد که توسعه فناوری استخراج بهتنهایی برای ساخت یک معدن موفق کافی نیست. پروژه باید همزمان از نظر زمینشناسی، فناوری، اقتصاد، سرمایه، مجوز، محیطزیست و پذیرش اجتماعی قابل دفاع باشد. برای مدیران معدنی، بنابراین سؤال اصلی دیگر این نیست که «آیا میتوان از کف اقیانوس معدن استخراج کرد؟»؛ فناوری تا حدی پاسخ این سؤال را داده است. سؤال مهمتر این است که آیا میتوان این کار را در مقیاس صنعتی، با اقتصاد قابل قبول، ریسک قابل مدیریت و چارچوب حقوقی پایدار انجام داد؟ پاسخ به همین سؤال است که مشخص خواهد کرد معدنکاری زیر دریا در دهه آینده به یک صنعت واقعی تبدیل میشود یا همچنان در مرحله اکتشاف و آزمایش باقی خواهد ماند.